فروش و ارتباط با مشتری
وقتی اطلاعات مشتری، پیگیریها و فرصتهای فروش بین افراد و ابزارهای مختلف پخش شدهاند.
- پروفایل یکپارچه مشتری
- پیگیری فرصتهای فروش
- ثبت تعامل و درخواست
- Workflow فروش
همه سازمانها به مجموعه یکسانی از ماژولها نیاز ندارند. زالوب میتواند از یک مسئله مشخص در فروش، پروژه، خرید، انبار، فرآیندهای داخلی، وب یا هوش مصنوعی شروع شود و بهتدریج به یک زیرساخت متصل توسعه پیدا کند.
مسئله ممکن است از یک فایل Excel، یک تأیید دستی، نبود دید مدیریتی، دوبارهکاری بین واحدها یا یک سایت جدا از سیستم داخلی شروع شود.
بهجای شروع با فهرست امکانات، ابتدا فرآیند، کاربران، دادهها و نقاط اصطکاک مشخص میشوند و سپس Scope مناسب راهکار طراحی میشود.
هر راهکار میتواند مستقل شروع شود و در صورت نیاز به سایر بخشهای اکوسیستم متصل شود.
وقتی اطلاعات مشتری، پیگیریها و فرصتهای فروش بین افراد و ابزارهای مختلف پخش شدهاند.
وقتی وضعیت پروژه، مسئولیتها و فعالیتها در چند فایل یا ابزار جداگانه مدیریت میشوند.
وقتی درخواست خرید، تأیید، تأمین و موجودی ارتباط مشخصی با یکدیگر ندارند.
وقتی یک فرآیند با پیام، تماس، فایل و تأیید دستی بین چند نفر جلو میرود.
وقتی سایت فقط اطلاعات نمایش میدهد و درخواستهای کاربران از عملیات داخلی جدا هستند.
وقتی دانش و داده وجود دارد اما یافتن، تحلیل و استفاده از آن زمانبر است.
برای اینکه فرآیند در عمل قابل استفاده باشد، چند لایه باید همزمان طراحی شوند.
چه کسی با سیستم کار میکند و مسئولیت هر نقش چیست؟
چه دادهای ثبت میشود و ارتباط رکوردها با یکدیگر چیست؟
چه مرحلهای بعد از چه رویدادی و توسط چه کسی انجام میشود؟
چه کسی چه داده یا Actionی را میتواند ببیند یا انجام دهد؟
چه سیستمها یا سرویسهایی باید با راهکار در ارتباط باشند؟
Scope و Workflow راهکار میتواند بر اساس نوع فعالیت سازمان متفاوت باشد.
پروژه، تأمین، موجودی، تولید و گردش اطلاعات عملیاتی.
فروش فنی، پروژه، اسناد مهندسی و خدمات.
مشتری، فروش، خرید و مدیریت درخواستها.
پروژه، فعالیت، تأمین و گردش تأییدها.
درخواست، مشتری، Service Workflow و پیگیری.
ساختار چندواحدی، دسترسی تفکیکشده و گزارش مدیریتی.
مسئله، کاربران و وضعیت فعلی با جزئیات بررسی میشوند.
مسیر کار، داده، مسئولیتها و نقاط تصمیم مشخص میشوند.
کوچکترین Scope مفید و قابل ارزیابی انتخاب میشود.
ماژول، Workflow، دسترسی و Integration اجرا میشوند.
پس از ارزیابی، Scope به فرآیندهای بعدی گسترش پیدا میکند.
خیر. نقطه شروع میتواند خود مسئله باشد. در Discovery فرآیند فعلی، کاربران، دادهها و محدودیتها بررسی میشوند تا Scope مناسب مشخص شود.
خیر. میتوان از یک فرآیند یا یک واحد با دامنه محدود شروع کرد و پس از ارزیابی، سیستم را مرحلهبهمرحله توسعه داد.
هدف این است که ابتدا فرآیند واقعی سازمان شناخته شود و سپس معماری راهکار متناسب با آن طراحی شود؛ نه اینکه همه مجموعهها مجبور به استفاده از یک Flow ثابت باشند.
اگر سیستم فعلی API یا روش فنی مناسب برای Integration داشته باشد، ارتباط آن با زالوب میتواند در معماری پروژه بررسی شود.
بله. فرمها، درخواستها و سایر ورودیهای وب میتوانند در صورت طراحی مناسب مستقیماً وارد Business App و Workflowهای مرتبط شوند.
بسته به Use Case، Enterprise AI میتواند برای جستجوی دانش، تحلیل، گزارش یا Actionهای کنترلشده روی منابع مجاز سازمان طراحی شود.
مسئله اصلی، فرآیند فعلی، کاربران درگیر، منابع داده، سیستمهای موجود و نتیجه مورد انتظار مهمترین موضوعات جلسه اولیه هستند.
اگر یک فرآیند کند، پراکنده، دستی یا غیرقابل رهگیری دارید، همان میتواند نقطه شروع طراحی باشد.